مراجعه  ....

برای آگاهی از آخرین اخبار ، رویدادها و وقایع روستای « سقی »

 
به سایت seghi.ir مراجعه فرمایید .


حس خاصی دارم

سلام

دوباره برگشتم .

مدتی است که برنامه زیبای « این شب ها » که اجرای آن به عهده برادر ارجمندم جناب آقای علی درستکار است ، از شبکه یک سیما پخش نمی شود . بدین لحاظ که جایگاه علمی ایشان برایم واضح و مبرهن گردیده و اجرای یک برنامه علمی و همراهی با فضلایی منجمله حضرت آقای فاطمی نیا ، نیازمند مطالعه ، تحقیق ، پژوهش و صدالبته درایت خاص است ؛ فرصت را غنیمت شمرده ، توصیه هایی چند دارم ، امید که مقبول افتد :

الف : هر چند مخاطبین این برنامه علمی ، از اقشار فرهیخته اجتماع ما ایرانیان هستند و تقریبا می توان آن را یک برنامه تخصصی نامید ، لیکن اگر در زمان پخش برنامه تاملی پدیدار گردد ، مطلوب خواهد بود .

ب : ارتباطی که بین مجری و مخاطب شکل می گیرد ، موجب کشش های طرفینی می گردد و ای بسا که تحت تاثیر این ارتباط ، شخصیت مخاطبین نیز شکل گیرد . لذا باید در چینش مطالب و انتخاب کارشناسان بسیار دقت داشت .

ج : تنوع در ارائه مطالب و نوآوری در بیان محتوا ، از جمله آیتم هایی است که از نگاه برنامه ریزان نباید دور بماند .

د : برقراری تعامل بین رسانه و مخاطب ، از جمله ضرورت هایی است که در این برنامه پربیننده نباید از ذهن دور بماند . قطعا بین مخاطب و رسانه ، هم اشتراک وجود دارد و هم نوعی از افتراق . بنابراین ، برقراری این تعامل ، موجب حاکمیت منطق می شود و حتی اگر مخاطب با برخی از داده ها موافق هم نباشد ، حداقل تعریضی هم بر بیان نخواهد داشت ؛ چه رسد به این که به عملکرد ناخنک بزند .

ه : رعایت الزامات اخلاقی در برنامه های مخاطب محور با تاکید بر جایگاه دین نیز ، از جمله مواردی است که توجه به آن ضروری می نماید . در این گونه برنامه ها ، مجری برنامه که بیشتری نقش را در ارتباط گیری با مخاطب بر عهده دارد ، وظیفه ای سنگین را نیز بر دوش می کشد . ضمن اعتذار به پیشگاه جناب آقای درستکار باید گفت که برخی از مجریان تلویزیونی ، جایگاه انسانی خود را فراموش نموده ، با فاش شدن شخصیت آنان ، در پاره ای از موارد ، بدبینی ، دین گریزی ، ترویج بداخلاقی ، تجری بر گناه و ... در جامعه منتشر می گردد و مصداق این حدیث می شود که « اذا فسد العاٌلِم ، فسد العالَم » . بنابراین ، اگر این الزامات که باید گفت تا پایان عمر با مجری همراه است ، دچار کمترین خللی گردیده و آفتی به لحاظ اخلاقی بدو رسد ، به ناگهان سیلی از جمعیت را به فرهنگ دینی و حتی اصل دین بدبین می نماید .

بدین منظور و از آنجایی که به برادر ارجمندم جناب آقای درستکار بسیار ارادت دارم و از تعطیلی موقت برنامه زیبای این شب ها ، البته بسیار هم ناراحتم ؛ منتهی ، رعایت موارد فوق را متذکر گردیدم و می دانم که بر من خرده نمی گیرد .

فذکر ان الذکری تنفع المومنین

کاربران محترم این فضار را به تماشای برنامه زیبای « این شب ها » با اجرای خوب جناب آقای درستکار در شب های محرم دعوت می کنم .

واقعا که حس خاصی دارم .

فردا روز جهانی مسجد است ...

فردا روز جهانی مسجد است . بدین منظور می نویسم که :

1 - معماری مسجد ، همگام سازی امکنه شهری و روستایی ، معماری اسلامی است .

2 - زیباسازی مسجد و محیط اطراف آن ، از نظر نباید دور بماند .

3 - برخورد مسئولین مسجد اعم از امام جماعت ، خادم مسجد و دست اندرکاران فرهنگی باید شایسته مراجعین باشد .

4 - در یک مسجد ، آنچه محور است ، امام جماعت مسجد است .

5 - در باب « مسجد طراز اسلامی » همه باید موظف به رفتاری اسلامی با مخاطبین باشند .

6 - از بهترین و روزآمدترین وسایل در تبلیغ استفاده شود .

7 - نظافت ظاهری ، پوشش ، رفتار و گفتار امام جماعت و مسئولین مسجد ، برای دیگران درس باشد .

8 - جوانان به لحاظ موقعیتی که در آن قرار دارند ، نیازمند توجهند و نه بی توجهی .

9 - یادمان باشد که در « کادر سازی » معنوی برای آینده این نظام ، مسجد و مسجدی ها ، وظیفه ای صدچندان دارند .

10 - مسجد نباید محلی برای رفع بیکاری ، تندی و خشم بر دیگران ، ایجاد جایگاههای سیاسی و اقتصادی باشد

11 - نباید دیگران را از مسجد راند و برای آنها ، تا آخر عمر ، خاطرات تلخی را به یادگار گذاشت .

12 - روز جهانی مسجد را گرامی می داریم . این روز فقط در تقویم خلاصه نشود .

قدیما یادش بخیر

قدیما یادش بخیر ...

اول مدرسه ها که میشد ، کتابامونو باز می کردیم و لای کتابو بو می کشیدیم . بوی خوشی داشت . بوی مرکب و کاغذ . این روزا ، بچه ها چندان به کتاب بها نمیدن . چه بوی خوشی داشت ...

مداد تراش داشتیم . رنگی ، فلزی هم بود . هی می تراشیدیم . نوک مداد تیز و تیزتر می شد . وحشتناک هم تیز می شد . یکدفعه می دیدی که مداد تموم شد . گاهی هم مداد کم رنگ می نوشت . بعضیا ، نوک مدادو میذاشتن روی زبونشون . خیس که می شد ، پررنگتر می نوشت . حالا دیگه بچه ها از مداد کمتر استفاده می کنن . چه حالی داشت مداد تراشیدن ...

دفترهای 20 برگ می خریدیم . کاهی هم بود بعضی هاش . رنگی هم می فروختن به ما . رنگ صورتی داشت برگ های دفتر . باید همه صفحه را می نوشتیم . پشت دفر معمولا هم جدول ضرب داشت . با همون هم جدول ضرب را حفظ می کردیم . دو دو تا چار تا ، دو سه تا شش تا ، دو چارتا هش تا ... حالا دیگه دفترا شدن فانتزی ...چه حالی داشت نوشتن روی اون دفترا ...

خودکار می خریدیم . گاهی هم سرریز می کرد . خودکارای بیک . خودکارای با رنگ زرد . خودکارایی که فشاری بود . خودکارای ... گاهی که خودکار را سربالا می گرفتی ، خط نمی داد . جوهر برمیگشت و بی خط می شد . حالا دیگه کمتر خودکاری مثل قدیم پیدا می شه . چه حالی داشت نوشتن با خودکار بیک ...

ما که کیف هم نداشتیم . تو روستای ما ، کیف های دست ساز بود . مادرمون برامون کیف درست می کرد . معمولا بچه ها دور کتاب و دفتراشون ، یک کش میذاشتن . چه حالی داشت اون کیفای دست ساز مامان ..

تلویزیون یک کانال داشت . کانال یک . محمدرضا حیاتی خبر می خواند . قبلش آقای بختیاری بود . افشار هم بود . خانم شاقول ، خانم مظلومی ، خبرهای ورزش را هم غلامعلی پیرایرانی می خواند . خبرهای استان خراسان را هم آقای روحبخش می خواند . کانال دو هم داشتیم . برفک زیاد داشت . تلویزیون های سیاه و سفید داشتیم . گاهی هم تلویزیون پرش داشت . پشت تلویزیون دکمه ای داشت که باید باهاش ورمیرفتی . درست که می شد ، سریال تموم می شد . حالا دیگه اون تلویزیون شده عتیق . چه حالی داشت اون تماشای لذت بخش ...

سریال هم می دیدیم . سریال های جذاب . افسانه سلطان و شبا ن پاییز صحرا . اوشین . پدرمجرد . کارتون اما جالبتر بود . حنا دختری در مزرعه . پسر شجاع ، بل و سباستین . چه حالی داشت اون تماشای لذت بخش ... حالا بچه ها دارن مرد عنکبوتی می بینن ...

بی خیال ... 40 سالگی خودم مبارک


این مطلب خیلی سریع نوشته شد .

به اطلاع شما کاربر گرامی می رساند :

مطلع شدم که « امشب » از جمله شب هایی است که محتملا باید « شب قدر » باشد ، لذا از آنجایی که این خبر واقعا در ایجاد حال و هوای معنوی چه در درون و چه در برون انسان تاثیرگذار است ، خواهشمند است :

1 - توصیه اکید دارم که برای « همه » دعا کنید و « فقط برای خودتان دعا نکنین لطفا »

2 - اطلاعات رسیده حاکی از این است که « مقرر گردیده ، در این شب بزرگ ، خداوند ، متضرعین را ببخشد . »

متضرعین یعنی کسانی که کارشون امشب گریه و توبه و دعا و سجد و نماز و اینا باشه .

3 - طبق آخرین اطلاعات ، حتی کسانی که « بیمار » هم هستند ، چه در حالت ایستاده ، نشسته ، خوابیده و حتی با اشاره هم می توانند با خدای خود ارتباط برقرار کنند و هیچ مانعی در این نوع از توسل نیست . لذا توصیه می شود در همان حالت بیماری هم دعا کنند .

4 - به من اطلاع دادند که « هر کسی که امشب را درک کند و بخشیده نشود ، خداوند او را از رحمت خودش دور می کند » بنابراین به عنوان یک دوست ، هشدار را دادم و شما هم در جریان باشین .

5 - خوشبختانه مطلع شدم که « همه می توانند قرآن به سر بگذارند و با خدای خود آشتی کنند ، بنابراین ، هیچ محدودیتی نیست . »

6 - آخرین اطلاعات ، حاکی از این است که « شیطان را حبس کرده اند و فعلا نمی تواند دور و برمان بپلکد و ما را وسوسه کند . »

7 - الان خبر دادند که « درب های بهشت وا شده و هر کسی که امشب را به درستی درک کند و به راز و نیاز و دعا و اشک و گریه و ندبه بپردازد ، آمرزیده می شود و بهشتی خواهد بود . »

8 - البته مطلع شدم که « هر کسی امشب را شب زنده داری کند ، تا شب قدر آینده از عذاب دوزخ دور می ماند » و خوش به حال هر کسی که امشب بتواند شب زنده داری کند .

9 - خوشبختانه امشب قرار است « اعمال ما را چند برابر کنند تا به سرحد کمال برسیم » و از این بابت تبریک می گویم .

10 - و متاسفانه با خبر شدم که امشب قرار است ، شقی ترین افراد بشر ، فرق امیرالمومنین علی (ع) را بشکافد . بنابراین من و شما همنوا می گوییم : « اللهم العن قتله امیرالمومنین »

ببخشید که این مطلب خیلی سریع نوشته شد . التماس دعا

« جهیزیه نقد » ... « مهریه » فعلا بماند ...

از اضافات و تعارفات که بگذریم ، نکاتی قابل توجه در جامعه ما وجود دارد که « همه » همدیگر را متهم می کنند و انگشت اشاره بسوی دیگران !!! دراز ... ولی از خویش غافلند .

موضوع بحثمان 2 کلمه است : جهیزیه و مهریه

اول به جهیزیه می پردازیم :

قبلا هم در نوشته ای ، پیشنهاد داده بودم که کاش « بنیاد ملی جهیزیه » تشکیل می شد تا نسبت اقلام مختلف در جهیزیه دختران را در مناطق مختلف ، ارزیابی و بهینه سازی کند . طبیعتا کار این بنیاد ، تعیین اقلام جهیزیه بود .

مدتی از آن پیشنهاد گذشته و با مراجعات مکرر مردم به صاحبان تریبون ، اعتراضی از سویدای دل !!! به جهیزیه و اقلام آن دارند .

سخن با مادران و دخترخانم هاست . آنها که عوامل اصلی این آشفته بازارند . خوب خیلی از این اقلام حتی بعدها هم بدرد زندگی مشترک زوجین نمی خورد . زوج جوانی می گفتند که : مبلی که با قیمتی گزاف توسط خانواده عروس خانم خریداری شده بود ، بدلیل بی پولی زوج ، به قیمتی نازل بفروش می رود و دریغ و افسوس عروس خانم در پی آن است و با خود نجوا می کند که : « حیف آن همه زحمت پدرم ... حیف آن همه استرس که برای خانواده ام بوجود آوردم .... »

در این گونه موارد البته آقا داماد که بی خیال ... چرا ؟ چون برای یک دست مبل گرانبها ، پولی نداده است . بیچاره آن پدری که هر چه درآورده بود ، نتیجه اش همین جهیزیه ای شد که الان عروس و داماد به خیلی از اقلامش نیازمند نیستند . 

می ماند زحمتی که همین دختران و مادرانشان قبل از هر چیز ، فشاری مضاعف بر سرپرست خانواده وارد آورده اند که : فلانی فلان قلم جهیزیه داشت و من نداشته باشم ؟

و مادر هم در تایید حرف همین دختر ، سری به تایید تکان می دهد و گاهی هم با شوهر ، سر جنگ و ناسازگاری !!!

آری حکایت ما فعلا همین است ... این که بخریم و دیگران فربه شوند و ما به پز خود شادمان و سالهایی بعد هم پشیمان . 

حالا از جهیزیه بگذریم . می رسیم به مهریه . اصلا قصد این مقال بر این نیست که بخواهد در باب قیمت و تعداد و هزاران موضوع دیگری که با آن دست به گریبان هستیم ؛ سخن بگوید .

موضوع از این قرار است که : فرهنگی عجیبی بر جامعه ما حاکم شده است . فرهنگی که هر چه برایش حدیث و آیه بخوانی ، ظاهرا گوش کسی بدهکار نیست .

حکایت ما این است که « جهیزیه » را نقد می خواهیم و « مهریه » را می گوییم ؛ ای بابا کی گرفت و کی داد ؟

حکایت ما این است که به « حق الناس » توجی نمی کنیم .

حکایت ما این است که خانواده آقا داماد از خانواده عروس خانم ، جهیزیه طلب می کنند و اگر به نسبت دختر خودشان کمتر باشد یا فلان دختر همسایه و فامیل ، جهیزیه شان بیشتر بوده باشد ، عروس بیچاره باید یک عمر سرکوفت بخورد ...

حکایت ما این است که تا عروس خانم زبان بیرون بیاره و بگه که « مهریه » می خوام ، داد و بیداد و شیون بلند است و همه جا هم جار میزنن که ایهاالناس ؛ عروس ما مهریه طلب کرده ...

و حکایت ما این است که : تا بخوای حق عروس خانومو از آقا داماد بگیری ، داد و فریاد برآرند که « مسلمانی » نیست ..

و حکایت ما مردم چه جالب و البته تلخ است .

« تلخند » امروز ، جایگزین « لبخند » خانواده های عروس خانم ها شده است . تلخندی که می گوید ؛ جهیزیه نقد ، مهریه فعلا بماند ...

دلم که از این روش ناموزون در « سبک زندگی » می گیرد ؛ این سخن را چند بار دیگر مرور می کنم که مقتدایمان امام خامنه ای عزیز فرمود :

« نگذارید جهیزیّه‌ها را سنگین كنند. دخترها نگذارند. عروس‌ها، شما نگذارید. پدر و مادرها هم اگر می‌خواهند شما نگذارید. این همه جنس گران را می‌خواهید چه كنید؟ »

« مادرهای عروس‌هـــا در تهیّه جهیزیّه دست نگه دارند، خیلی افــراط یا اسراف نكنند. نگویند حالا مثلاً دخترمــان است دلش می‌شكند. نه. دخترها خوبند. دخترها نمی‌خواهند. ما بیخود نباید دل آن‌ها را بكشانیم به این سمت كه هر چیز قشنگ و لوكس و ... حتماً باید برایش تهیه شود. »

« این كه می‌بینید ما گفتیم 14 سكه بیشتر را عقد نمی‌كنیم، نه برای این است كه چهارده سكه بیشتر اشكالی در ازدواج ایجاد می‌كندخیر. چهارده هزار سكه هم باشد، ازدواج اشكالی ندارد، فرقی ندارد. این است كه آن جنبه معنوی ازدواج، غلبه پیدا كند برجنبه مادی. مثل یك  تجــارت و معامله نباشد. داد و ستد مادی نباشد. اگـر تشریفات را كم كردید ،جنبه معنوی تقویت خواهد شد. »

« دختر و پسر، عروس و داماد به هم محبت بورزند؛ چون آن محبت ملاطی است كه این‌ها را برای هم حفظ می‌كند، در كنار هم نگه می‌دارد و نمی‌گذارد از هم جدا شوند. محبت خیلی چیز خوبی است. محبت كه بود وفاداری هم هست. »


بچه ها ... بریم روزه داری ...اونم توی هوای گرم ...

وای چه حالی میده روزه داری اونم توی هوای گرم .

این روزها توی خبرها اومده بود که « موج جدید گرما درراه است . » و البته رسانه ملی هم گزارشی از گرمای این روزهای تابستون در برخی نکات کشورمان کرد .

خوب طبیعتا هوا گرمه و ممکنه که خیلی ها بگن روزه داری داره طاقت فرسا میشه .

اول گفتم بذار حدیث بخونم . دیدم حدیث بخونی و مردم رو توصیه به روزه داری کنی یعنی چی ؟ خوب هوا گرمه دیگه . گرمی هوا هم محسوسه . روزا هم بلنده . دیگه چی میخوای بگی ؟

با خودم میگم : من که نمیخوام از خودم بگم . از پیامبرم میگم . مسلمونم هستم . هر مسلمونی هم پیامبرشو دوست داره . غیر از اینه ؟

دیدم داره مقدمات بحث جور میشه . بعدش میگم : معلومه دیگه فوری میری زیر کولر و توی هوای سرد روزه میگیری . خیلی که هنر نمیکنی . دیدم اینم حرفیه .

با خودم گفتم : الگوی من توی روزه داری ، بابام بوده . بذار ازش سوال کنم .

زنگ زدم به بابام . تا گفتم : هوا گرمه و چه جوری میشه ورزه گرفت ؟ تندی پرید وسط حرفامو گفت : بچه جان ... پس ماها 35 سال پیش چه جوری روزه می گرفتیم ؟ گفتم : خوب معلومه دیگه ؛ روزه می گرفتین ...

حرفمو قطع کرد و ادامه داد : اون موقعا روستای ما برق نداشت . برق که نباشه ، دیگه یخچال و کولر و ... نیست .

گفتم : ها

بابام گفتش که : هم فصل گندم درو بود . هم فصل خرمن کوبی . هم فصل کار .... می فهمی ؟

گفتم : ها

بابام گفتش که : روزای گرم تابستون گندم درو می کردیم . توی صحرا . هوای گرم .

گفتم : ها

بابا گفت : هی نگو ها ... منظورم اینه ک خسته و کوفته می اومدیم خونه . روزه هم بودیم . کولور هم نبود . خونه هم گرم بود . یک پارچه خیس می کردیم و می کسیدیم روی صورتمون و تا موقع اذون مغرب همی جوری سر می کردیم . فهمیدی ؟

گفتم : ها

بابا گفت : هی نگو ها ...

گفتم : باشه .

بعدش بهش گفتم : باباجون الان کجایی ؟ زیر کولر ؟

بابام گفتش : تو برامون کولر خریدی ؟

گفتم : نه

بابام گفت : الان دارم گندم جمع می کنم .

گفتم : توی این هوای گرم ؟

بابا گفت : آره .

گفتم : سخته ...

بابام گفت : چی سخته بچه جون ؟

گفتم : روزه گرفتن دیگه ...

پشت تلفن آهی کشید و گفت : مگه روایتو نخوندی ؟

گفتم : کدوم روایت ؟

بابام شکسته بسته روایت خوند . فارسی البته . مضمونش درست بود .

توی گوگل سرچ کردم ؛ این روایت اومد :  «برترین جهاد روزه گرفتن در هوای گرم است»

از پیامبر اکرم (ص) هم حدیث اومد که : « روزه گرفتن در گرما جهاد است . »


در حدیث دیگرى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) مى‌خوانیم: ان للجنة بابا یدعى الریان لا یدخل فیها الا الصائمون؛ بهشت درى دارد به نام "ریان" (سیراب شده) كه تنها روزه‌داران از آن وارد مى‌شوند. (تفسیر نمونه، ذیل تفسیر آیه)

مرحوم صدوق در "معانى الاخبار" در شرح این حدیث مى‌نویسد انتخاب این نام براى این در بهشت به خاطر آن است كه بیشترین زحمت روزه‌دار از ناحیه عطش است، هنگامى كه روزه‌داران از این در وارد مى‌شوند چنان سیراب مى‌گردند كه بعد از آن هرگز تشنه نخواهند شد.

امام صادق علیه السّلام فرمودند: هر کس که یک روز در گرما روزه بگیرد و خیلى تشنه شود، خداى عز و جل هزار فرشته را وکیل مى‏کند که دست به صورت او بکشند و او را مژده دهند. و زمانى که افطار کند، خداى عز و جل مى‏فرماید: چقدر خوشبو هستى. فرشتگانم! گواه باشید که من قطعا او را آمرزیدم. (ثواب الأعمال/ ترجمه بندرریگى/113 )  

خدایا همه ما را از وساوس شیطانی دور بگردان



شعبان المعظم ، رمضان المبارک ...

آخرین روزهای ماه شعبان است . خطبه پایانی ماه شعبان از پیامبر گرامی اسلام که فرمود : این ماه بسوی شما می آید در حالی که با برکت ، با رحمت و با مغفرت همراه است .

از یکدیگر حلالیت بطلبیم

با همدیگر مهربان باشیم .

کینه ها را به مهربانی تبدیل کنیم .

به فقرا کمک کنیم .

کارمان را فقط برای رضای خدا انجام دهیم .

به بزرگترها احترام بگذاریم .

به کوچکترها ، نوازش کردن را بیاموزانیم .

مال خود را به خدا اختصاص دهیم .

به فکر آپارتمان و ساختمان های آنچنانی نباشیم .

به هم تذکر بدیم و بداخلاقی نکنیم .

ماه مبارک رمضان پیشاپیش مبارک

فردا حماسه می سازیم ...

فردا 24 خرداد است . خیلی انتظارش را می کشیدیم تا بیاید ...

تا فردا ساعاتی بیش نمانده است . فردا روز سرنوشت است . روز حماسه . روز تحقق منویات رهبری . روز حضور مردم . روز حضور حماسی مردم . روز رکورد شکنی در حضور .

باری خواستم بگویم که سال 88 شاهد حضور حداکثری مردم بود ولی شیرینی این حضور در کام مردم تلخ شد . البته مردم حماسه 9 دی را آفریدند و ثابت کردند که پای نظام و رهبری و خط امام و شهدا و ارزشهای انقلابی هستند . 

من هم همانند سایر مردم همیشه در صحنه ایران اسلامی ، خود را برای آفرینش حماسه ای دیگر ، آماده می کنم .

امروز نوشتم تا برای فرداها و فرداهایی دیگر ، به یادگار بماند .

من از هم اکنون ، انگشت سبابه ام را می بوسم . به این اثر ، بسی هم افتخار می کنم که در نظام ولایی جمهوری اسلامی ایران ، نقش آفرینی می کند .

فردا همه می آییم . فردا همه با هم « حماسه » می سازیم . حماسه سیاسی ...

فعلا بدرود و وعده همه ما پای صندوقهای اخذ رای ...

رسانه ها و وظیفه ای که در انتخابات بر عهده آنهاست

دنیای امروز را می توان دنیای رسانه دانست . رسانه در افکار عمومی جهان تاثیر خاصی دارد و به نسبت خود ، جوامع مختلف هدف را با خود همراه می نماید .

مقام معظم رهبری در باب وظیفه ای که رسانه ها در انتخابات دارند ، به نکاتی محوری و البته کلیدی اشاره دارند که گزیده ای از آن اشاره می شود :

1- بر سطح آگاهی و تحلیل مردم بیافزایید

2- مردم را به انتخاب اصلح تشویق کنید

کسانى که زبان گویایى دارند، قلم توانایى دارند و آبرویى پیش مردم دارند - که این آبرو هم جزو ذخایر الهى است و خداى متعال به هر کس داده است، باید آن را در راه او مصرف کند و به کار ببرد - مردم را توجیه و تشویق کنند و آدمهاى خوب را به آنها معرفى نمایند. 14/11/74

3 - از انتخابات مانند یک نعمت الهی پاسداری کنید

انتخابات که مظهر حضور مردم است، مظهر مردم‌سالارى دینى است، باید پشتوانه‌ى امنیت ما باشد. نباید اجازه داد که این چیزى که ذخیره‌ى امنیت است، پشتوانه‌ى امنیت است، به امنیت ما صدمه وارد کند. دیدید، حس کردید، از نزدیک لمس کردید آن وقتى را که دشمنان میخواهند از انتخابات علیه امنیت کشور سوء استفاده کنند. باید همه مراقب باشند، همه بهوش باشند. آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سیاسى، کسانى که میتوانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند یک نعمت الهى پاسدارى کنند. 09/06/90

4 - رسانه‌های اینترنتی هم خود را به قانون مقید کنند

این رسانه‌هاى الکترونیکى و اینترنتى متأسفانه موجب شده است که افراد بى‌محابا علیه یکدیگر حرف بزنند، بد بگویند. باید از طرف مسئولین کشور براى این هم یک جورى تدبیر بشود. ولى عمده این است که خود ما مردم، خودمان را مقید کنیم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقید کنیم به قانون. حالا این حرف من بهانه‌اى نشود براى اینکه یک عده‌اى بروند جوانهاى انقلابى را به عنوان جوانهاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه‌ى جوانهاى غیور کشور را، جوانهاى مؤمنِ انقلابى کشور را فرزندان خودم میدانم و پشت سر آنها قرار می‌گیرم؛ من از جوانان انقلابى و مؤمن و غیور حمایت میکنم؛ منتها همه را توصیه میکنم به این که در رفتار خود، با اخلاق اسلامى رفتار کنند؛ قانون را مراعات کنند. همه باید قانون را مراعات کنند. تجسم انقلاب در قانون جمهورى اسلامى است. 01/01/91

5 - به یکدیگر حسن ظن داشته باشیم

قرآن کریم میفرماید: «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیراً»؛ یعنی وقتى افک را شنیدید چرا به همدیگر حسن‌ظن نداشتید؟ یعنى از اول رد کنید افک را. [اگر] آمدند به یک نفرى تهمت زدند، یک چیزى را گفتند - حالا یا با عنوان تهمت یا به عنوان غیبت - چرا قبول میکنید؟ ببینید این کلمه‌ى لولاى تحذیریه در قرآن و در کلام عرب خیلى معناى وسیعى دارد، فقط معنایش «چرا» نیست، که ما بگوئیم چرا این کار را نکردى. چراى با تأکید است. یعنى آه، واى، چرا؛ معناى «لولا» این است؛ تحذیریه است. {چرا} «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم [خیراً]»؛ یعنی چرا به هم ظن نیک ندارید، چرا به هم حسن‌ظن ندارید. تا فوراً کسى آمد، شما بگوئید بله، احتمال درستى‌اش هم اگر بود، آدم به صورت یقین آن را بداند و نقل بکند. این درست نیست، این ممنوع است. این چیزى که امروز مورد ابتلاست در جامعه‌ى ما، از همان چیزهائى است که بایست از همین ادله‌ى غیبت بفهمیم که درست نیست؛ این وضعى که وجود دارد درست نیست.07/10/89

منبع :

www.citna.ir

قول بدهند ...

آنچه مقام معظم رهبری در حرم حضرت امام (ره) فرمودند :

کاندیداهای محترم ریاست جمهوری قول بدهند که ...

آن كسانى كه امروز با مردم حرف ميزنند، آنچه كه توانائى انجام آن را دارند و مردم به آن احتياج دارند، آن را با مردم در ميان بگذارند.
قول بدهند با عقل و درايت عمل خواهند كرد؛ اگر برنامه
اى در هر موردى از مسائل دارند، آن برنامه را براى مردم ارائه كنند؛
قول بدهند كه با پشتكار و ثبات قدم در اين ميدان پيش خواهند رفت؛
قول بدهند كه از همه
ى ظرفيتهاى قانون اساسى براى اجراى وظيفهى بزرگِ خودشان استفاده خواهند كرد؛
قول بدهند كه به مديريت اوضاع كشور خواهند پرداخت؛
قول بدهند كه به مسئله
ى اقتصاد - كه امروز ميدان چالش تحميلى بر ملت ايران از سوى بيگانگان است - بخوبى خواهند پرداخت؛
قول بدهند حاشيه
سازى نميكنند؛
قول بدهند دست كسان و اطرافيان خود را باز نخواهند گذاشت؛
قول بدهند كه به منافع بيگانگان، به بهانه
هاى گوناگون، بيش از منافع ملت ايران اهميت نخواهند داد. بعضى با اين تحليل غلط كه به دشمنان امتياز بدهيم تا عصبانيت آنها را نسبت به خودمان كم كنيم، عملاً منافع آنها را بر منافع ملت ترجيح ميدهند؛ اين اشتباه است.

پروپاگاندا

پروپاگاندا (Propaganda)
 
  پروپاگاندا  در لغت به معنای تبلیغات است و در معنای اصطلاحی عبارت است از: كوشش برای ترویج نظرات خاص سیاسی از طریق بیان واقعیات با گزارش‌های غیر واقعی به قصد تأثیرگذاشتن بر ذهن مخاطب و ترغیب به رفتار خاص. این عمل بوسیله دولت‌ها و احزاب و گروه‌ها صورت می‌گیرد و هدف اصلی آن جهت‌دهی افكار عمومی و القاء اندیشه‌ها و افكار خاص و مقبولیت بخشی عملكردها در نزد توده‌های مردم و افكار جهانیان است.
  پروپاگاندا در اشكال گوناگون، همواره در جوامع بشری وجود داشته است. این واژه در كلیسای كاتولیك كه مسئولیت تبلیغ دین را داشت، ریشه دارد. در این زمان پروپاگاندا به معنای ترویج اعتقاد به نیروهای فوق طبیعت به كار رفته است.
  در نیمه اول قرن بیستم نازی‌ها و فاشیست‌ها از این واژه در تبیین كنترل اجتماعی و مشروعیت سازی حكومت بهره بردند. در دوران جنگ جهانی دوّم نیز، دولت‌های درگیر جنگ با بكارگیری ابزارهای مختلف تبلیغی در جهت نیل به اهداف سیاسی خود همچون تقویت روحیه مردم و بسیج نیروها و تضعیف روحیه دشمن تلاش كرده‌اند. از همین دوران بود كه پروپاگاندا به معنای تبلیغات سیاسی رواج یافت. در دوران جنگ سرد نیز، دو بلوك شرق و غرب به طور بسیار گسترده‌ و پیشرفته از تبلیغات در جهت گسترش حوزه نفوذ خود علیه جبهه مقابل استفاده كرده‌اند.
  پروپاگاندا در جهان كنونی و در عصری كه عصر انفجار اطلاعات خوانده می‌شود در سیاست جایگاه ویژه‌ای دارد. گسترش وسایل ارتباط جمعی و رسانه‌های گوناگون، تبلیغات سیاسی را پیچیده و روز افزون كرده است. از همین رو همۀ دولت‌ها و گروه‌ها و احزاب سیاسی در تلاش هستند با بكارگیری همۀ ابزارهای تبلیغی همچون: مطبوعات، فرستنده‌های قوی، ماهواره، سایت‌های اینترنت، سخنرانی‌ها، سینما و .... ایده‌ها و اندیشه‌های خویش را به مخاطبین انتقال دهند و در دستیابی به قدرت بیشتر بوسیله جلب رضایت مردم تمام همت خود را به كار بسته‌اند.
   امروزه پروپاگاندا بخش پایداری از كوشش هر دولت و حزب سیاسی را تشكیل می‌دهد، دولت‌ها با تأسیس ارگان‌هایی با نام‌های گوناگون مانند: وزارت تبلیغات، اداره نشر و توسعه ارزش‌ها و اندیشه‌ها، سازمان انتشارات و تبلیغات و غیره فعالیت‌ها و تلاش‌های تبلیغی خود را در جهت‌‌دهی افكار عمومی و مشروعیت بخشی اعمال دولت نهادینه كرده‌اند.
  تبلیغات سیاسی به دو دسته تقسیم می‌شود:
  الف) تبلیغ سفید: در این شیوه با استفاده از رسانه‌های جمعی، سیاست‌ها و عملكردهای دولت و یا حزب خاصی تشریح و تبیین می‌گردد و نگرش مثبت نسبت به آن القاء می‌گردد.
    ب) تبلیغ سیاه: در این شیوه دولت و یا گروهی كه وسایل ارتباط جمعی را در اختیار دارند در تلاشند رقیب خویش را در عرصه سیاسی تضعیف كرده و ناكارآمد جلوه دهند و نسبت به آن نگرش منفی ایجاد نمایند؛ به این شیوه از پروپاگاندا «جنگ روانی» و یا «جنگ تبلیغاتی» نیز اطلاق می‌گردد.
  جنگ تبلیغاتی امروزه بیش از گذشته با پیشرفت رسانه‌های جمعی و ارتباطی در عرصه رقابت‌های سیاسی نمودار شده است. در دوران جنگ سرد میان دو ابرقدرت شرق و غرب، جنگ تبلیغاتی بیش از گذشته نمایان شد و در عرصه داخلی کشورها همیشه گروه های  چپ و راست از این شیوه تبلیغی علیه هم استفاده کرده اند.
  از جمله مفاهیمی که ارتباط نزدیکی با مفهوم تبلیغات دارد، ارشادگری است. ارشاد و ارشادگری به رهبری و هدایت در زمینه‌های اخلاقی و دینی گفته می‌شود. هدف از ارشاد راهنمایی و جهت دهی انسان به راه راست و زدودن خرافات و آموزه‌های غیر واقعی از اعتقادات است. ارشاد ضد اضلال است. پروپاگاندا برخلاف ارشاد، تلاش در جهت تغییر نظرات و عقاید مخاطبان و واقعی جلوه دادن امور غیر واقعی در جهت منافع دولت‌ها و گروه‌های خاص است.

عرض ادب

سلام دوستان خوبم .

البته هر کدام از شما می دانید که نباید از خود تعریف کرد ولی چون این شبهه وجود داشت که بنده قصد دارم در انتخابات شورای شهر کاندیدا بشم و از طرفی چنین قصدی هم ندارم چون بهتر از من وجود دارند ، فعلا این وبلاگ بروز نمی شود .

سال جدید مبارک و فاطمیه تسلیت و فعلا عرض ادب به محضر همه شما ...

فرصت خوب عذرخواهی ...


ساعت 23:23 دقیقه شب شنبه مورخه 25/اسفند 1391 است و دارم مسابقه « نشان برتر » را مشاهده می کنم .

یکی از سوالات این است که « لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی » توسط چه کسی به تصویب رسید ؟

در پاسخ های ارائه شد ، نام « اسدالله اعلم » به چشم می خورد .

شرکت کننده در مسابقه بلافاصله به مجری می گوید : « البته « اسدالله علم » صحیح است که به اشتباه ، اسدالله اعلم نوشته شده ... »

مجری محترم در مقابل چشم هزاران و شاید میلیون ها بیننده و با حسی مغرورانه خطاب به شرکت کننده می گوید : « شما به اون کاری نداشته باش ... اونو ما خودمون درستش می کنیم ... »

کاش فرصت عذرخواهی را از خود و دیگران به هیچ وجه دریغ نکنیم .

هفت نکته ... هفت پیام

« اولین پاداش شخص بردبار این است که مردم او را در مقابل شخص جاهل یاری می کنند . » علی (ع)

« چه بدند مردمی که میهمان به خانه نمی آورند . »  حضرت رسول (ص)

« اگر پول در جیب نداری ، عسل در دهان داشته باشد »    ضرب المثل یونانی

« کسانی که با زبانشان گره گشا می شوند و تاثیر می گذارند ، باید آفت ها و نقطه ضعف ها را بشناسند . »        امام حسین (ع)

« از کسانی نباش که با زبانشان دیگران را می گزد و همچون عقرب محشور می شود و مردم از ترس زبانش به او احترام می گذارند و از او کناره می گیرند . »   امام حسین (ع)

« روزگار به من گفت ؛ عمرت را بفروش ؛ گفتم : آن را به تمام دنیا نمی دهم . ولی افسوس که به تدریج آن را از کفم ربود ، بی آنکه بهای آن را به من بدهد .»    حضرت علی (ع)

« اگر خواستی به رستوران بروی ، ببین جیبت چه می گوید نه معده ات . »   ضرب المثل فنلاندی



در این 4 سال 2 بار گریه کردم ...

یکبار که گریه کردم در روز رحلت امام راحل بود .

با انتخاب حضرت آیت الله العظمی الامام خامنه ای ( مدظله العالی ) به رهبری انقلاب ، اندکی از غم فقدان امام (ره) فرو نشست .

از آن تاریخ تا کنون رهبری داهیانه ایشان همواره مثال زدنی بوده و کشتی انقلاب در مسیر پر از خوف و خطری که بارها دشمنان ما برایش ترسیم نموده اند ؛ با رهبری مدبرانه ایشان ، به پیش رفته است .

اما ...

خواص بی بصیرت که در سال 88 فتنه آفریدند ؛ نه تنها دل امام زمان را بدرد آوردند بلکه نایب آن امام همام را آزردند و دلش را خون کردند .

آن روز که نماز جمعه گفت : « من، جان ناقابلي دارم. جسم ناقصي دارم، اندك آبرويي دارم كه آنرا هم خود شما به ما داده اي. همه اينها رو من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم كرد، اونها هم نثار شما باشه.»

پشت فرمان بودم و در حال رانندگی ... اشک هایم آرام آرام گونه هایم را نوازش می کرد و با فروغلطیدنش ، درد دلم را می شنید ... دلم پر از درد بود . دردی از جفای خواص . خواص بی بصیرت . بی بصیرتانی که آرامش را از این کشور گرفتند ... اما او بود که با درایت خود ، کشور را آرام کرد و فتنه گران را رسوا ...

امروز هم گریه کردم ...

در این 4 سال اخیر ، دومین باری است که گریه می کنم .

نه فقط من گریه کردم ... خیلی ها گریه کردند ... گریه ای که در آن پیام هاست .

امروز وقتی حضرت آقا فرمودند : « ... از مسئولان توقع داريم با صبر، ميدان ندادن به احساسات سركش و ملاحظه مسائل كشور، همه توان و نيروها را براي حل مشكلات مردم متمركز كنند و حالا كه دشمني هاي دشمن شدت يافته، آنها هم رفاقتهايشان را شدت دهند.»

گریه ام گرفت . وقتی که از مردم برای حضورشان در راهپیمایی 22 بهمن امسال تشکر کرد ، باز هم گریه کردم .

می دانم که خیلی ها گریه کردند . بغض را در چهره خیلی ها می شد دید ...

بیائیم با هم متحد باشیم .

فردا ما هم می آییم ...

فردا را در تقویم ما 22 بهمن ثبت کرده اند .

برای این که بیاییم ...

برای این که به امام (ره) ادای دین کنیم ...

برای این که به شهدایمان بگوییم ؛ خونشان را پاس می داریم ...

برای این که به « علی » زمانمان بگوییم که ؛ تنهایش نمی گذاریم ...

برای این که به « کوفه » بگوییم چه برگ ننگینی بر تاریخ نهادند ساکنانش ...

برای این که به دنیا بگوییم ؛ « اقوام و مذاهب » در کنار هم هستند چون « سید علی » مقتدایشان است ...

برای این که به مدعیان « وحدت » بگوییم ؛ « وحدت » را از ما بیاموزید ...

برای این که به آمریکا بگوییم ؛ « غیرت » مان نمرده است ...

برای این که به « مشکلات » بگوییم ؛ شما برایمان « شکلات » هستید هر چند گزنده و تلخید ...

برای این که به « دشمن » بگوییم ؛ « چو ایران نباشد ، تن من مباد » ...

آری ...

فردا همه می آئیم ...

فردا باز هم در تاریخ « ثبت » می شود ...

فردا همه می آئیم ...

فردا همه هستیم ...

فردا « ما » هم می آییم ...

فردا را فعالان فضای مجازی ، کاربران اینترنتی ، فعالان سایبری ، وبلاگ نویسان خراسان جنوبی و همه وبلاگ نویسان غیور ایران زمین ، می آیند ...

فردا « 22 بهمن » است ...

فردا « جشن ملی » ماست ...

فردا « جشن تولد انقلاب » ماست ...

فردا خواهیم آمد ...

وعده دیدار در راهپیمایی سراسری شکوهمند 22 بهمن ...


کوتاه و نغز ...

« از گناه فاصله بگیرید ؛

شیطان دارد با شما عکس یادگاری می گیرد . »

لطفا نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید . ممنون

فقط « وحدت » و بس ...

بدون هیچ مقدمه ای فقط به برخی از بیانات رهبر معظم انقلاب در جلسات و مناسبت های مختلف و توصیه مسئولین به « وحدت » اشاره می کنم :

*اختلاف نظر نبايد نشان دهنده اختلاف مسؤولان باشد

«نكته دوم اين است كه آن جايي كه مسؤولان در غير مسائل اصلي نظام - در مسائل كاري، اداري، فهم يك قانون - با هم اختلاف نظري دارند، نبايد اين اختلاف نظر جلوِ چشم مردم قرار گيرد و به كوي و بازار كشيده شود. اختلاف نظر نبايد نشان دهنده اختلاف مسؤولان باشد. چرا؟ چون مردم را مأيوس و نگران و دشمن را خوشحال مي كند. البته اختلاف بين مسؤولان در فهم يك وظيفه، يك امر متوقّع است. مثلاً ممكن است رئيس جمهور محترم و رئيس محترم قوّه قضايّيه درباره نقطه اي از نقاط، داراي دو ديد و دو بينش باشند و هر كدام هم براي خود استدلالي داشته باشند. بسيار خوب؛ اين راه حل دارد. در قانون اساسي، راه حلّ اينها معيّن شده است. »

(بيانات رهبري در ديدار مردم اصفهان 1380/08/08

*دشمن از اختلافات كوچك، يك مسئله ي بزرگ ميخواهد بسازد

«من روي اتحاد تكيه ميكنم. اتحاد و همدلي بين مسئولين كشور يك فريضه است. تعمد در مخالفت با آن، امروز يك خلاف شرع است؛ بخصوص در سطوح بالا. همه به اين توجه داشته باشند. دشمن از اختلافات كوچك، يك مسئله ي بزرگ ميخواهد بسازد؛ نبايد بگذاريد. اينجور نيست كه هر اختلافي بين دو مسئول يا بين دو دستگاه، فاجعه اي باشد؛ نه، بالاخره ممكن است مجلس در يك زمينه اي جهتگيري اي داشته باشد، دولت جهتگيري ديگري داشته باشد، عقايدشان، سلايقشان مختلف باشد؛ اينها فاجعه نيست. اما اين اختلافات را تبديل كردن به شكافهاي غير قابل پر شدن و زخمهاي غير قابل علاج، خطاي بسيار بزرگي است.» بيانات رهبري در ديدار كارگزاران نظام۱۳۸۹/۰۵/۲7

*حفظ اتحاد،رعايت كامل قانون توصيه هميشگي امام خميني(ره) بود

«البته يك چيزهائي هم مستمسك قرار ميگيرد. ما حالا از چندي پيش از شوراي محترم نگهبان خواستيم جلسه اي را تشكيل بدهند، مواردي را كه بين دولت و مجلس محل گفتگو و مناقشه است، مشخص بكنند و حدود اختيارات قوا معلوم بشود، كه اين تفكيك قوا - كه يكي از اصول قانون اساسي است - تحقق پيدا كند. حفظ اتحاد، تمسك به اصول، رعايت كامل اصول، همان چيزي است كه امام بزرگوار ما هميشه به آن توصيه ميكردند.» بيانات رهبري در ديدار كارگزاران نظام)۱۳۸۹/۰۵/۲۷

*بي اعتماد كردن مردم به مسئولين كار دشمن است

توجه به ترفندهاي دشمن و بازي نكردن طبق نقشه ي دشمن. يكي از كارهائي كه دشمن ميكند، بي اعتماد كردن مردم نسبت به مسئولين است. ما بايد مواظب باشيم خودهامان جوري حرف نزنيم كه مردم به مسئولين كشور، مسئولين دولتي، مسئولين قضائي، مسئولين قوه ي مقننه بي اعتماد بشوند؛ كه اين بي اعتمادي ناحق است؛ دشمن اين را ميخواهد. ما نبايد خودمان عمل كنيم. من مي بينم گاهي اوقات بي دليل، بي جهت در آمارهائي كه ارائه ميشود، خدشه ميشود؛ خوب، چرا؟ چرا در آمارها خدشه هاي بيجا و بي مورد ميشود؟ آماري است يك دستگاه مسئول دارد ميدهد، حرفش مسموع است. و از اين قبيل چيزهائي كه موجب بي اعتمادي است و نااميدي است. بيانات رهبري در ديدار كارگزاران نظام ۱۳۸۹/۰۵/۲۷

*نگذاريد بين ملت و مسئولين، ايجاد اختلاف و جدائي كنند

شما جوانها بايد براي آينده، بيشترين بار اين مسئوليت را بر دوش بگيريد و خودتان را بسازيد؛ نگذاريد دشمن با توطئه هاي تبليغاتي، با دروغ پردازي، اميد را از دلها بزدايد؛ نگذاريد بين شما اختلاف ايجاد كنند؛ نگذاريد بين ملت و مسئولين، ايجاد اختلاف و جدائي كنند؛ آنها اين را ميخواهند؛ آنها از اين يكپارچگي ميترسند؛ آنها از اين شعارهاي مستحكم شما ميترسند؛ آنها از عزم و اراده ي جدي مسئولين ميترسند؛ ميخواهند اين عزم و اراده را متزلزل كنند. وقتي ملت در كنار مسئولين ايستاده است، هيچ مسئولي احساس ترديد نميكند؛ احساس تزلزل نميكند و پيش ميرود. اين براي كشور ما لازم است؛ تا امروز بوده است، ان شاءالله در آينده هم خواهد بود. قطعاً ملت ايران در همه ي اين چالشهائي كه امروز با آن مواجه است و احياناً در آينده هم با آنها مواجه خواهد بود، بيني دشمن را به خاك خواهد ماليد.بيانات در ديدار دانش آموزان و دانشجويان1390/08/11

* كساني كه تريبون دارند زبانها را، اظهارات را، تعبيرات را كنترل و مراقبت كنند

يكي از كارهائي كه لازمه ي تقواي ماست، فرو نشاندن آتش است. اين شعله ور شدن آتش - مراد، همين آتشهاي اختلافاتي است كه بين مجموعه ها هست، بين گروه ها هست، بين دستگاه ها هست - در حكم آتش سوزان است. سعي همه بايد اين باشد كه اطفاء كنند. نبايد بر روي آتش بنزين پاشيد، نبايد آتشها را مشتعل كرد. اينكه ما مكرر در مكرر توصيه ميكنيم به دوستان، به مسئولين، به كساني كه تريبون دارند، به كساني كه حرفشان يا به طور عموم يا در بخشي از فضاي كشور منعكس ميشود، كه گفته ها را، زبانها را، اظهارات را، تعبيرات را كنترل و مراقبت كنند، به خاطر اين است. بيانات در ديدار مسئولان نظام جمهوري اسلامي ايران1390/05/16

*پرهيز از اختلاف را وظيفه ملي و ديني خود بدانند

امروز مخاطب اين سخن الهي آحاد ملت ايران بويژه مسئولان، گروه ها و جريان هاي سياسي، اقوام، و مذاهب گوناگون كشور هستند و همه بايد با چنگ زدن جمعي به ريسمان الهي، پرهيز از اختلاف را وظيفه ملي و ديني خود بدانند.ديدار كاركنان و خانواده هاي نيروهاي دريايي ارتش و سپاه با رهبر انقلاب در بندرعباس1390/05/01

*اختلافات غالبا از هوسهاي نفساني بر مي خيزد

آنچه كه امروز لازم است، اين است كه همه اين وظيفه را بشناسند، بدانند كه ما كجا هستيم. يك عده اي غفلت ميكنند، نميفهمند كه ما اين همه حركت كرده ايم، پيش آمده ايم؛ نميفهمند كه ما هنوز راه طولاني اي در پيش داريم؛ نميفهمند كه ما دشمن داريم، دشمن از تنبلي ما، از غفلت ما، از اختلاف ما، سوء استفاده ميكند. مخاطب بيشتر اين حرف شخصيتهاي مطرح جامعه - سياسي و فرهنگي و غيره - هستند كه بايد مراقب حرف زدنهاي خودشان، مراقب نوشتنهاي خودشان، مراقب موضع گيريهاي خودشان باشند. اتحاد و اتفاقي كه رمز همه ي پيشرفتها و پيروزيهاست، امروز بيشتر از همه براي اين كشور لازم است. مسئولين كشور هم واقعا دارند زحمت ميكشند، حقيقتا دارند زحمت ميكشند. دولت، مسئولين، مديران بخشهاي مختلف، تلاش ميكنند. اگر كسي ايراد و انتقادي هم دارد، نبايد آن را جوري مطرح كند كه اين مديري كه در تلاش هست براي اينكه كار را بهتر انجام دهد، او را تضعيف كند. اختلافات غالبا از هوسهاي نفساني بر ميخيزد. اگر كسي بگويد اين عمل من كه اختلاف انگيز بود، تفرقه انگيز بود، براي خداست، اين را باور نكنيد. تفرقه ي بين مؤمنين كار خدائي نيست، براي هدف خدائي انجام نميگيرد؛ كار شيطاني است؛ كار شيطاني است. ايجاد بغضاء و كينه بين مؤمنين، فضاي اختلاف را به وجود آوردن، اين كار شيطان است، كار خدائي نيست. كار خدائي همدلي است. يك نفر يك كاري دارد، مسئوليتي را بر عهده گرفته، ديگران بايد كمك كنند تا كار را خوب انجام دهد. اگر ضعفي داشت، به او تذكر دهند؛ اما نگذارند او تضعيف شود. اين كسي كه اين علم را بر دوش كشيده، بلند كرده، همه بايد كمكش كنند؛ يكي عرقش را پاك ميكند، يكي بادش ميزند. اگر ديدند كه در نگه داشتن علم دارد اشتباه ميكند، راهش اين نيست كه يك مشتي هم به پشتش بزنند، خود او و علم را سرنگون كنند. راهش اين است كه كمكش كنند اين اشكال برطرف شود؛ اين نكته را بايد همه توجه كنند، بخصوص كساني كه در عرصه ي سياست و در عرصه ي فرهنگ و در عرصه ي رسانه و در عرصه هاي گوناگون نقش و حضوري دارند.بيانات در ديدار مداحان اهل بيت (عليهم السّلام)1387/04/04

*دستهايي در كار است تا سر مسائل هيچ و پوچ، عده اي را به جان هم بيندازد

اگر بخواهيد در كارتان موفق باشيد، بايد بعد از توكل به خداي متعال و مستقيمتر كردن و مستحكم تر كردن رابطه ي قلبي خودتان به طور دائم با ذات مقدس ربوبي، از ورود در مناقشات جناحي و حزبي - كه عده اي مي خواهند در كشور ما اينها را روزبه روز بيشتر كنند - پرهيز كنيد. راز موفقيت شما اين است. دستهايي در كار است تا سر مسائل هيچ و پوچ، عده اي را به جان هم بيندازد و سر موضعگيريهاي گوناگون حزبي و جناحي و گروهي و گاهي گروهكي، افراد را با همديگر مسأله دار كند؛ درست نقطه ي مقابل «انما المؤمنون اخوة فاصلحوا بين اخويكم». قرآن بعد از آن كه بحث «و إن طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فاصلحوا بينهما» را مي كند، مي فرمايد: «انما المؤمنون اخوة»؛ مؤمنين به خدا، مؤمنين به دين، مؤمنين به راه انبيا با هم برادرند. دو برادر ممكن است با هم دعوا كنند، اما تكليف ما چيست؟ «فاصلحوا بين اخويكم»؛ بين دو برادرتان اصلاح ايجاد كنيد. درست نقطه ي مقابل اين، عده اي دائم مي خواهند با جناح بندي و اظهارات حزبي و ايجاد ولايت حزبي(!) به تنور اختلاف افكني و آتش افروزي بدمند.بيانات در ديدار جمعي از مسئولان وزارت آموزش و پرورش 1381/04/26

*مسؤولان كشور هم يكپارچه و يك دست باشند، دشمن جرأت نمي كند

ما در داخل كشورمان كم گرفتاري نداريم. ريشه ي گرفتاريها از دو چيز است: اوّل، از غفلتها و كوتاهيها و تنبليها و احياناً بدعمل كردنهاي خود ماست؛ در رابطه ي با اموال عمومي، در رابطه ي با تجمّل گرايي، در رابطه ي با پاسخگويي به مردم در دستگاههاي مختلف. ريشه ي دوم، دشمناني هستند كه از همين مايه ها و زمينه ها سوءاستفاده مي كنند؛ بر اين مردم تنگ مي گيرند؛ تهديد مي كنند؛ ايجاد اختلاف مي كنند؛ دو دستگي مي اندازند؛ محاصره ي اقتصادي مي كنند. مردم، يكپارچه و مؤمنند؛ اگر بزرگان و مسؤولان كشور هم يكپارچه و يك دست باشند، دشمن جرأت نمي كند. در اين صورت، ديگر هيچ تلاشي عليه اين ملت و اين كشور به ثمر نمي رسد. اين اختلافات را رها كنند. بزرگان بايستي كوچكترها را به طريق مستقيم و راه راست بكشانند. آنها اگر اشتباهي مي كنند، نبايستي آن اشتباه را برايشان توجيه كنند و خودشان هم دنبال سرِ آنها راه بيفتند، يا احياناً آنها را به اشتباه بكشانند. نتيجه ي اين اختلافات، همين چيزهاست. بعضيها هم همّشان اين است كه بنشينند و ذهن و چشم و دست و قلم و زبان مصرف كنند، براي اين كه آتش اختلافي بيفروزند و به اسم مسائل خطّي و حزبي و گروهي و جناحي، دو دسته را به جان هم بيندازند! اين كارها را بايد رها كنند.مردم از مسؤولان توقّع بجا دارند. مسؤولان بايد به مسائل اقتصادي توجّه كنند و به مسأله ي گراني و بيكاري رسيدگي نمايند. اگر مسؤولان دور از غوغاها و جنجالها تلاش لازم را بكنند، به نتايج خوبي خواهند رسيد و مشكلات را حل خواهند كرد. اگر هم يك جا مشكلاتي بماند، بيايند صادقانه به مردم بگويند كه ما تلاش خودمان را كرديم؛ اما اين مشكل فعلاً حل نشده - در آينده حل خواهد شد - مردم از آنها مي پذيرند. نگراني آن جاست كه به جاي پرداختن به مسائل واقعي زندگي مردم، به مسائل سياسي با نامهاي جعلي و گوناگون بپردازند و با اختلاف افكني و متشنّج كردن فضاي سياسي كشور، دشمن را خشنود كنند؛ اينها بد است. بنده به همه ي كساني كه در هدايت افكار عمومي و ارائه ي راه درست نقش دارند، نصيحت مي كنم كه وظيفه ي الهي و وظيفه ي اسلامي خودشان را بدانند؛ وظيفه ي در مقابل اين ملت و اين كشور را بدانند.بيانات در ديدار اقشار مختلف مردم 1378/12/11

*امروز سياست دشمنان كشور اين است كه بين مسؤولان اختلاف بيندازند

سياستي كه مطرح كردم، يك سياستِ مهمّ كشور است. مسؤولان بايد به سياستها عمل كنند و منسجم باشند. انسجام، مهمترين شرط پيشرفت است. من به شما عرض كنم، اگر دشمن ملاحظه كند كه در كشور ما يك گروه مؤمن، متعهّد، منسجم، همدل و كارآمد بر سر كار هستند، نااميد مي شود و انگيزه او براي دشمني كم خواهد شد. كساني كه تفرقه بين مسؤولان را تشويق مي كنند، بفهمند چه كار مي كنند. امروز سياست دشمنان كشور اين است كه بين مسؤولان اختلاف بيندازند. ما از گروهكهايي كه يك سرشان در داخل است، يك سرشان در خارج، خبرهاي ويژه داريم. برنامه عمده اينها اين است كه بين مسؤولان كشور، با عنوانهاي چپ، راست و عناوين ديگر، اختلاف بيندازند. مردم وحدت مسؤولان را مي خواهند. مردم هرجا ببينند مسؤولان با هم هستند و همدل و همزبانند و يكديگر را تخريب نمي كنند، خوشحال و اميدوار مي شوند؛ اما دشمن بعكس، نااميد مي شود. البته ما هميشه به مسؤولان كشور توصيه هاي ديگري هم داشته ايم و لزومي ندارد كه آنها را در فضاي عمومي مطرح كنيم.بيانات رهبري در ديدار مردم اصفهان 1380/08/08

اشکال کار ما یکی دو تا نیس ...

چند تا اشکال در کار ما هست ...

1 - معمولا در مراسم های مختلف ، بیشترین وقت ما به خیر مقدم و تقدیر و تشکر از حاضران و میهمانان میگذره .

2 - معمولا اکثر قاریان قرآن آیات اولیه سوره بقره را تلاوت می فرمایند .

3 - مجریان هم اکثرا از سخنران اصلی بیشتر حرف میزنن .

4 - سخنران اصلی هم معمولا نفر آخره .

5 - صوت هم معمولا اشکال داره .

6 - کلیپ ها هم معمولا در هنگام پخش دچار اشکال میشه و پخش نمیشه .

7 - پذیرایی هم بی موقع صورت می گیره .

8 - تاخیر در برگزاری جلسات هم طبیعی شده و متوسط تاخیر میهمانان تا نیم ساعت کاملا طبیعیه .

9 - معمولا تزئین جایگاه و نصب پارچه و بنر تا لحظه شروع رسمی مراسم ادامه داره .

10 - میهمانانی که با تاخیر وارد میشن برای عذرخواهی معمولا ترافیک و گرفتاری شخصی و عدم اطلاع از ساعت برگزاری و مواردی شبیه آن را بهانه می کنند .

11 - معمولا اطراف جلسه برگزاری هم جای پارک لازم را ندارد .

12 - معمولا هم تایم جلسات بیشتر از آن چیزی است که روی کاغذ آمده .

13 - معمولا هم مجری اعلام می کنه که برنامه های دیگری هم بوده و عجالتا و بدلیل ضیق وقت حذف شده .

14 - معمولا هم پس از پایان جلسه ، خیلی ها به خوش و بش می پردازن و جلسه به صورت غیر رسمی نیم ساعتی طول میکشه .

15 - همیشه هم تقدیر از برگزیدگان و صاحبان مقام و دارندگان رتبه ها و پیشکسوتان و . .. آخر جلسات هستش .

16 - معمولا هم عادت کردیم که شفاهی حرف بزنیم . اگر از لب تاب و تبلت استفاده کنیم هم به مذاق بعضی ها خوش نیماد .

17 - معمولا هم پس از پایان جلسه ، کسی حالی از مجری و مسئول صوت و مسئولین پذیرایی نمیگیره .

18 - معمولا هم خروجی جلسه برای متصدیان جلسه کاملا مطلوبه و برای مخاطب چنگی به دل نزده و حرف دل مخاطب نبوده .

19 - معمولا هم زبان آمار در جلسات رسمی حرف اول را میزنه و صحت و سقمش مهم نیست و اصلا شاید فقط برای همون جلسه باشه .

20 - معمولا هم مسئولین باید در ردیف جلوی تالار و محل برگزاری جلسات بشینن و بیچاره کسی که زودتر آمده و در ردیف جلو نشسته . در این صورت باید از جاش بلند بشه و جای خودشو به مسئولی که تازه از راه رسیده و تاخیر در ورود هم داشته ، بدهد و چه نازیباست این کار .

21 - مشکل کار اکثر ما اینه که « سبک زندگی » ما دچار اشکاله !!!



مراقب دل خود باشیم ...

امروز به چند نکته کاربردی در زندگی روزمره اشاره می کنم . نکاتی که اگر دقیقا به آن توجه شود ، زندگی برایمان شیرینتر از همیشه می شود :

1 - مراقب « دل » خود باشیم . دل خود را به هرکسی که بسپاریم ، همراهش خواهیم شد .

در غررالحکم حدیثی است به این مضمون که :

« مبادا دشمنان خدا را دوست بداری ، یا دوستی ات را نثار کسی جز دوستان « خدا » کنی که هر کس مردمی را دوست بدارد ، با آنان محشور خواهد شد . »

بنابراین مواظب « دل » خود باشیم تا به هر کس ، نسپاریمش .

2 - قدر و ارزش « محبت » خود را بدانیم !!!

متاسفانه عداه ای بی توجه به آموزه های اسلامی ، « محبت » خود را بیجا ارائه می کنند .

مواظب باشیم که این محبت به هر کسی نثار نشود .

باز در غررالحکم آمده که امیرالمومنین علی (ع) می فرماید :

« دوستی و محبت خود را بیجا نثار نکن . »

3 - بنابراین دیندار باش ، افتاده و متواضع باش ، همواره بخشنده باش .

نترسید . اگر دیندار باشیم ، قطعا دوستی و محبت بین ما و جامعه افزایش می یابد .

وقتی که افتادگی و تواضع در راس برنامه های ما باشد ، قطعا با اقبال از سوی جامعه مواجه می شویم .

و در آن هنگام که بخشنده باشیم ، یقینا محبوب مردم می شویم .

امام صادق (ع) می فرماید : « سه چیز دوستی می آورد ؛ دینداری ، افتادگی و بخشندگی . »

حالا آنچه بیان شد را این گونه بیان می کنیم که :

« مراقب باش دلت را به هر کس بسپاری ، همراهش خواهی شد . »

« آیا قدر و ارزش محبت خود را می دانی ؟ . »

« اگر می خواهی محبوب مردم شوی ؛ ایمان ، تواضع و بخشش را فراموش نکن . »

و چند توصیه خیلی کوتاه :

* فرزندان خود را دوست بداریم .

* به همسر خود در امور خانه کمک کنیم .

* به دیگران احترام بگذاریم و حقوق آنها را محترم بشماریم .

* از صدقه هر چند اندک فراموش نکنیم .

* روزانه حداقل یک صفحه قرآن بخوانیم .

فعلا و برای امروز همین اندازه کافی است ....

آخوندهای فوتبالی ...

دربی هفتاد و ششم در حالی به پایان رسید که بازی 2 تیم چندان چنگی به دل نزد . حضور پرشور تماشاگرانی که با دغدغه فراوان به تماشای این بازی هیجان انگیز خود را از جای جای ایران اسلامی به ورزشگاه آزادی رسانده بودند واقعا قابل توجه بود .

قابل توجه از این حیث که معمولا باشگاههای ورزشی با پیشوند فرهنگی ورزشی نام خود را در جامعه ورزشی کشور مطرح نموده اند . قابل توجه از این جهت که اجرای برنامه های فرهنگی در میادین ورزشی ، سکوهای استادیوم ها ، اردوهای ورزشی و ... امری کاملا ضروری به نظر می رسد . 

مدتی است که روحانیون مشاور در استادیوم های ورزش دیده می شوند . امری که ممکن است در نگاه اول چندان قابل توجیه نباشد .

بارها و به هنگام مشاهده بازی های حساس مشاهده شده است که برخی از تماشاگرنماها اقدام به حرکاتی می نمایند که در شان یک شهروند فهیم نیست و ای بسا که از رهگذر این رفتارها ، حوادث تلخی بروز می یابد که قابل جبران نخواهد بود . پرتاب اشیاء خارجی ، ترقه و ... به سوی بازیکنان ، داوران ، نیروهای برقرار کننده امنیت میادین ورزشی و یا حتی سایر تماشاگران بسیار در میادین ورزش دیده می شود .

از طرفی بسیار مشاهده شده است که از الفاظ رکیک و ناشایست علیه داور و کمک های او و یا حتی به مسئولین باشگاهی استفاده می شود که جدای از این که از اخلاق و انسانیت بدور است ، واقعا در شان یک تماشاگر معقول و منطقی نیست .

هدف این نوشتار این است که بگویم چنانچه از مقاطع مختلف تحصیلی نسبت به کاربردی کردن اخلاق در جامعه تاکید جدی بورزیم ، چنانچه رفتار متضاد والدین و مربیان و اقوام و افراد مختلف جامعه از بین برود ، چنانچه اساتیدی که مردم را به اخلاق دعوت می کنند ؛ خود در جمع همان مردم حضور یابند قطعا در استحکام این اخلاق مداری نقش خواهند داشت . 

دربی هفتاد و ششم هر چند مساوی شد و باب میل اینجانب هم نبود چون بسیار دوست داشتم حریف ببازد ولی یک نکته جالب هم داشت و آن هم حضور روحانیون جوان و مشاور در جمع تماشاگران بود .

نگارنده بارها با همین لباس مقدس در میادین ورزشی حضور یافته و با تماشاگران فهیم و برخوردار از اخلاق از نزدیک حشر و نشر داشته ام .

اعتقادی که جوانان و علاقمندان به ورزش و مخصوصا به فوتبال ؛ به روحانیون آن هم در فضاهای ورزشی پیدا می کنند ؛ واقعا قابل توجه است .

بر همه ماست که از این ظرفیت های جامعه استفاده کنیم . بیائید تا هر جا شنونده ای یافتیم ؛ آموزه های اسلامی را با آنان مطرح کنیم .

آنان از ما می خواهند که درکشان کنیم . همین و بس ...



تعامل ، دوست داشتن ،  روابط اجتماعی

چند نکته را به یاد بسپاریم :

1 - ملاک در محبت و دوستی ، « قلب » خود انسان است .

ابن جهم به امام رضا (ع) عرض کرد : « فدایت شوم ، می خواهم بدانم که من در نظر شما چه جایگاهی دارم ؟ حضرت فرمودند : بنگر که من در نزد تو چه جایگاهی دارم ... »

2 - نیکی ها را یادآوری کنیم که موجب دوستی است . نباید نیکی ها را فراموش کرد .

امام باقر (ع) فرمودند : « خداوند متعال به حضرت موسی (ع) فرمود : ای موسی مرا دوست بدار ! مرا محبوب بندگانم گردان ! نعمت ها و نیکی هایم را به آنان یاداوری کن ! زیرا که آنان جز خوبی و نیکی از من ندیده اند و به یاد ندارند ! »

3 - همان گونه که دوست داری دیگران با تو رفتار کنند ؛ با دیگران رفتار کن !

امام صادق (ع) فرمودند : « در نبود برادرتان به بهترین شکلی که دوست دارید در نبودنتان از شما یاد کنند ؛ از او یاد کنید . »

4 - از دوستانی انتقاد کن که ظرفیت آن را دارند ... بین افراد در محبت و دوستی فرق بگذار ...

امام علی (ع) فرمودند : « از جاهل انتقاد مکن که دشمنت دارد ... از عاقل انتقاد کن که دوستت می دارد . »

5 - با مردم رفت و آمد کن ... این کار دارای برکاتی است .

پیامبر (ص) فرمودند : « جبرئیل با هفتاد هزار فرشته پس از نماز ظهر نزدم آمد و گفت : ای محمد (ص) هر کس با جماعت بودن را دوست داشته باشد ، خداوند و همه فرشتگانش دوستش خواهند داشت . »

این پنج نکته را نوشتم تا آویزه گوش خودم بماند .

چه باید کرد ؟

به راستی چه باید کرد ؟

متاسفانه به هر نمایشگاه کتابی که سر میزنی تعداد زیادی کتاب از نویسندگان و صاحبان سبک در پدیده های نوظهور می بینی که با زیبایی خاص ، ذهن را متوجه خود می کند و خیلی ها را می بینی که از این نوع کتاب استقبال می کنند .

امروزه فارغ از این که بخواهیم موضوعی همچون مثبت اندیشی ، تفکر خلاق ، عشق ورزی و ... را نقد کرده یا در دفاع از آن سخن گوییم ، باید به این نکته توجه کنیم که بسیاری از این نوشته های به اصطلاح جدید ، قطعا پیام خاصی را به مخاطب خود القاء یا منتقل می کند .

آثار وین دایر ، پائولو کوئیلو ، اوشو ، کاترین پاندر ، جی پی واسوانی ، چوپرا و ... هر چند در ظاهر بسیار جذاب می نماید ولی باید گفت که در این زیبایی ، نوعی از تفکر خاص هم دیده می شود . تفکری که گاهی می تواند مصداقی از جنگ نرم دشمن باشد .

جنگ نرم البته مصداق های فراوانی دارد که یکی از انواع آن می تواند همین مدل از کتابهای متاسفانه پرفروش باشد .

بر مربیان و معلمان و والدین است که با توجه به غنی بودن آموزه های اسلامی ، قالب های کاملا جذاب و متنوع را خلق نموده تا زمینه گسترش این گونه تفکرات و اندیشه ها پدیدار نگردد .


واقعا دنیا رو به پایان است ؟؟؟

می گویند .... که البته نباید بگویند ... می گویند که دنیا رو به پایان است . می گویند که باید شمع بخریم و خود را از تاریکی برهانیم . می گویند که باید ...

واقعا قصه چیست ؟

قصه این گونه آغاز شد که قریب به 5 دهه پیش صحبت از « پایان جهان » در یک روز پنجشنبه به میان آمد . قرار هم بود که دقیقا ساعت 4 بعد از ظهر همان روز این اتفاق بیفتد . مومنین که اعتنا نکرند . ولی خیلی از مردم ترسیده بودند . ظریفی می گفت که : همسایه مان به حیاط خانه اش آمده بود که اگر زلزله ای پیش بیاید ، زیر آوار نماند .

باز هم این روزها مطرح شده است که دنیا در روز 21 دسامبر سال 2012 به پایان خواهد رسید .

هم اکنون که این مطلب را می نویسم ، در فرانسه ، مردم در حال هجوم به دامنه کوهی هستند که معتقدند در آنجا توسط موجودات فضایی نجات پیدا می کنند . در روسیه مردم تا توانسته اند « نمک » خریده اند تا نمک آنها را از تشعشعات فضا در امان نگهدارد . در چین ادعای خاموشی و تاریکی سه روزه جهان باعث گردیده تا مردم به خرید شمع روی بیاورند .

متاسفانه در کشور ما هم موضوع به نحوی به کوچه و بازار و محافل و سوپرمارکت ها و نانوایی و مجامع مختلف کشیده شده و تئاتر « عطسه 21 دسامبر » با همین مضمون روی صحنه رفت و عده ای را واقعا باور شده که دنیا رو به پایان است .

اما :

در آمریکای جنوبی ... دقت کنید ...در آمریکای جنوبی ، قوم « مایا » عقیده دارند که در 21 دسامبر 2012 به پایان می رسد ... همین و بس .

اعتقاد آنها هم این است که اجرام آسمانی روی زمین تاثیر دارند و حرکت آنها می تواند باعث دگرگونی هایی روی زمین شود . البته ما در عصری زندگی می کنیم که جدیدترین و بروزترین یافته های علمی در دست ماست و ثانیه به ثانیه و حتی زودتر از آن ، اطلاعات جدید به ما می رسد . مراکز مختلف علمی جهان ، این ادعای اقوام باستانی را رد می کنند .

جالب است بدانیم که در عصر تکنولوژی ، هنوز هم که هنوز است ، عده ای به این خرافه معتقدند و علم را قبول ندارند و گاهی از ما می پرسند : « واقعا ممکن است که دنیا به پایان برسد ؟ »

رئیس فعلی قوم « مایا » که گفته می شود در گواتمالا مستقر است ، می گوید که « هیچ شاهدی در دست نیست که روز 21 دسامبر ، روز پایان جهان باشد . اینها را به تفکرات ما اضافه کرده اند ... »

فعلا این بحث را رها می کنیم و به مبحثی دیگر می پردازیم :

منجمین و متخصصین سازمان « ناسا » معتقدند که اگر قرار باشد برخوردی بین یک سیاره یا ستاره دنباله دار بوجود آید ، این شئی باید از حداقل 10 سال قبل تا کنون قابل رصد می بود و چنانچه بخواهد چند روز آینده این اتفاق بیفتد ، باید با چشم غیر مسلح دیده شود .

عده ای دیگر از جذب زمین توسط سیاهچاله های خورشید می گویند و معتقدند که قرار است زمین توسط سیاهچاله های خورشید جذب شود و دنیا سه روز کامل در تاریکی مطلق باشد و همین تاریکی برای نابودی و مرگ ما کافی است .

پاسخ خیلی ساده است بدین شرح که : اولا ما آنقدر به خورشید نزدیک نیستیم که جاذبه خورشید روی ما تاثیر داشته باشد . ثانیا اگر هم چنین باشد که ما به خورشید نزدیک باشیم ، باید در طول چندین میلیارد سال ، آنقدر به خورشید نزدیک می شدیم که گرمای هوا ، حیات ما را از بین ببرد .

راستی ؛ نقش « ایمان » در زندگی روزانه ما کجاست ؟ مگر ما به آنچه اعتقاد داریم ، پایبند نیستیم ؟ واقعا یک شایعه برگرفته از عقاید خرافی قبیله ای در آمریکای جنوبی ، باید ما را تا این اندازه مورد هجوم خود قرار دهد ؟ وقتی که این اتفاق نیفتد ، جواب ما به فرزندانمان چه خواهد بود ؟

برمی گردیم به بحث خودمان ...

اعتقاد این نوشتار و نویسنده آن بر آن است که دشمن در صدد « مهدویت زدایی » است . چه این که ما معتقدیم حتی اگر یک روز از عمر جهان باقی مانده باشد ، ظهور حجت اتفاق خواهد افتاد . ضمنا پس از آن به حقیقتی به نام « رجعت » معتقدیم و این همه قطعا در سه روز آینده اتفاق نمی افتد .

راستی آنهایی که ضعف ایمان دارند ، جایگاه ایمان را در این روزهای باقیمانده قوی تر کنند . قطعا این اتفاق نمی افتد و بار دیگر ادعای کشیش آمریکایی که چندی قبل به این موضوع دامن زده بود ، نقش بر آب خواهد شد .

سعی کنیم خود را از وسوسه شیطان نجات دهیم . سعی کنیم به خودسازی بیشتر بپردازیم .چگونه می توان منتظر امام زمان بود و با این عقاید خرافی زندگی کرد ؟ پس آن همه ادعا در به « انتظار » نشستن چه شد ؟


اَللّـهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَميدَةَ  

خدايا بنمايان به من آن جمال ارجمند و آن پيشانى نورانى پسنديده را

وَ اكْحُلْ ناظِري بِنَظْرَة منِّي اِلَيْهِ

و سرمه وصال ديدارش را به يك نگاه به ديده ام بكش

وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ ، وَ اَوْسِعْ مَنْهَجَهُ وَ اسْلُكْ بي مَحَجَّتَهُ

وشتاب كن درظهورش وآسان گردان خروجش را و، وسيع گردان راهش را ومرا به راه او درآور 

                                                                                                                                                    ( دعای عهد )

باز هم می خواهم مقاله بنویسم ...

سلام

در باب تغییر سبک زندگی نکته های دیگری هم باید مد نظر قرار گیرد :

ب : ضرورت مدیریت دارو

بسیار مشاهده شده است که مراجعین به اطبا و پزشکان محترم ، تاکید فراوانی دارند که داروی بیشتری برای آنان نوشته شود . گاهی هم برخی از بیماران با مشاهده انک داروها ، معتقدند که این پزشک موفق به کشف بیماری انان نشده است . حتی برخی گمان می کنند که داروی بیشتر مساوی است با بهبود زودتر .

متاسفانه خیلی از بیماران هم به محض دریافت اولین نشانه های بهبودی ، دوران درمان را کامل نمی کنند و داروهای اضافی را در یخچال نگهداری می نمایند . برخی از آنان بلافاصله پس از بروز برخی از علائم بیماری ، سراغ داروخانه خانگی خود رفته و به خوددرمانی می پردازند که فعلا موضوع این بحث نیست .

باید پذیرفت که سبک زندگی ما در مصرف دارو واقعا غیر منطقی است به گونه ای که اگر همین هزینه های زائد در امر دارو و درمان به خوبی مدیریت شود ، شاهد رفع خیلی از مشکلات خواهیم بود .

به عبارت صریح تر ، باید به این نکته هم اشاره ای اندک داشت که « اگر دارو سم نباشد غذا هم نیست و نگاه ما به دارو باید شبیه به یك شمشیر دو لبه باشد كه در صورت مصرف مناسب، بیماری را ازبین می برد و در صورت مصرف نادرست باعث از بین رفتن فرد می شود. » ( برگرفته از سلامت نیوز )

حال باید اندیشید که در صدد از بین بردن بیماری هستیم یا از بین بردن خود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



حالا قراره که یک مقاله بنویسم ...

سلام

فرض کنید که دارین یک مقاله می خونین ...

مقاله اینجوری شروع میشه که :

« تغییر سبک زندگی » ضرورتی است انکارناپذیر . ضرورتی که اگر مورد توجه قرار گیرد ، نقشی مهم در ایجاد انگیزه ، شور و نشاط معنوی و حتی افزایش طول عمر ما خواهد داشت .

بسیاری از مردم سوال می کنند که ؛ راستی علت این همه مرگ و میر و بیماری های جدید و مرگ های ناگهانی و ... چیست ؟

چند نکته لازم است که به عنوان پیشنیاز بحث ارائه شود :

الف : ضرورت مدیریت تغذیه

استفاده از نوشابه های با اسانس های مختلف ، نوشابه های گازدار ، استفاده از برخی محصولات فاقد ارزش غذایی از قبیل چیپس های با طعم تند ، استفاده از فست فودها در زندگی روزانه و حتی تهیه غذا از رستوران ها و مراکز فروش محصولات غذایی ، تهیه نان از سوپر مارکت ها و ... همه و همه از جمله نکاتی هستند که باید در زندگی روزمره ما مدیریت شوند .

پیشنهاد : به جای استفاده از نوشابه می توان از نوشیدنی های با هزینه کمتر همچون دوغ استفاده کرد . لازم است فقط 3 قاشق ماست را در یک لیوان ریخته و با افزودن مقداری نعناع ، ادویه مرسوم و مقداری نمک ، دوغ لازم را فراهم کنید .

نیازی به ذکر این مطلب نیست که معمولا در سفره های ما ایرانیان ، ماست به هر شکل ممکن اعم از ماست های کم چرب یا پرچرب وجود دارد که می توان از آن به عنوان دوغ استفاده کرد .

کنار گذاشتن نوشابه های گازدار و با اسانس های مختلف ، امر چندان شاقی نیست و ضوروت دارد که از سوی خانواده های محترم مورد توجه قرار گیرد .

به کرات دیده شده است که والدین گرامی به جهت سرگرم کردن یا آرام نمودن فرزندانشان ، بهره گیری از انواع چیپس و پفک و مواردی شبیه آن را در دستور کار خود قرار داده و می توان به صراحت اذعان نمود که فرزندان ما هم اصطلاحا « شرطی » شده اند به نحوی که هرگاه صدای جیغ آنها بلند می شود ، آرامش آنها در چیپس و پفک است و لاغیر .

به راستی چه کسی است که حلاوت یک لقمه نان پنیر همراه با کره را تجربه نکرده باشد ؟ چه کسی است که لذت حداقل یکبار استفاده از غذایی همچون آبگوشت را از یاد برده باشد ؟

از ابتدای زندگی مشترکمان تا به حال و در این واویلای زندگی های پر از حاشیه ( حاشیه هایی که خود ساخته ایم و ظاهرا ما را فراری از آن نیست ) چند بار به هراه اعضای خانواده ، بوی تهیه آبگوشت را در فضای آشپزخانه منزل به مشام آشنا نموده ایم ؟

زندگی امروزه ما درگیر حواشی دست ساز بشر عصر ارتباطات گردیده و به یقین باید گفت ؛ به همان نسبت که پدیده های نوظهور عصر ارتباطات از قبیل موبایل ، ماهواره ، اینترنت ، شبکه های مختلف اجتماعی و ... زندگیمان را مسخر خود نموده و هر کدام به سهم خود به آن ( دانسته یا ندانسته ) می بالیم ، در قسمتی دیگر از زوایای پنهان زندگی ها ، آرامش ، نشاط ، راحتی ، آسودگی و قلب های مطمئن از دست رفته است و جالب تر این که با انگشت اشاره به یکدیگر ، هر کدام ، دیگری را مقصر می داند ...

فعلا برای امروز کافی است ...

چگونه زندگی کنیم ؟

برگرفته از : malaekeh.net

خیلی ها می پرسند چگونه باید زندگی کرد ؟؟؟

چند جواب خیلی مختصر :

۱ – اخمو نباشیم . با یک تبسم می توان زندگی را شیرین کرد . ظاهرا برای بعضی ها ، « تبسم » یک مقدار سخته . یادمان باشد که نباید از دیگران طلبکار بود .

۲ – اسراف را از زندگی کنار بگذاریم . گاهی که سر یک سفره می نشینیم یا به یک جلسه ناهار و شام دعوت میشیم ، باقیمانده غذا را داخل ظرف و ظروف میذاریم و میریم دنبال کارمون . خدا وکیلی اگه خونه خودمون باشه ، بلافاصله سطل آشغال و خلاص ؟؟؟ بعید میدونم … آره یک تلنگر به خودمون لازمه …

۳ – کینه ها را بذاریم کنار . نیازی هم به کینه نیست . حالا یک کسی یکبار اشتباه کرده ، ما باید ببخشیمش . بعضی از ماها کینه هامون شتریه … چقدر هم خفن !!! وای …

۴ – همونی که هستیم باشیم . توی خونه مون اگه یک لک کوچولو روی سیب ها باشه ، سعی میکنیم اونجارو دربیاریم و نوش جانش کنیم . اما همون سیب باید توی میوه فروشی هی به ما چشمک بزنه و ما هم بی تفاوت از کنارش رد بشیم . نمیدونم . شاید هم خودمونو فراموش کردیم .

۵ – ورزش کنیم . ورزش های آبی ، خاکی ، پارکی . مثلا شنا خیلی خوبه . هم مفرحه و هم نشاط آوره . مثلا با بچه های کوچه و محلمون گل کوچیک . یا بدمینتون . توی پارک هم که وسایل پارکی داره خاک می خوره …

۶ – حرفای خوب بزنیم . از کلمات با « بار » مثبت استفاده کنیم . چه نیازی به بی ادبی و توهین به دیگران داریم .

۷ – سعی کنیم به اون حالت « نوستالژیک » خودمون برگردیم . فرصت شد یک دیوار کاهگلی پیدا کنین و روش آب بریزین و یک تنفس عمیق داشته باشین. زنده شدن خاطرات گذشته ، امید به زندگی رو در ما افزایش میده …

سعی کنین هر طور شده از مدرسه زمان دبستان یا راهنمایی و دبیرستانتون یا دانشگاه محل تحصیل سری بزنین . اون کلاس درس خاطره انگیزتونو حتما یکبار دیگه ببینین …

۸ – ارتباط گیری با بچه هامونو دوباره تجربه کنیم . گاهی نیازه که « بچه » بشیم . حال خاصی داره … یکبار تمرین کنین …

زندگیمونو دوست داشته باشیم .

آدم یک حس خاصی پیدا می کنه !!!

شاید این پست قابل خواندن نباشد ...

1 - گاهی اوقات  مشغول کاری هستی و همزمان ، مسابقه حساس فوتبال یا به اصطلاح داربی در حال برگزاری است . چون حساسیت کار بشتر از تماشای فوتبال است و فرصت نگاه کردن نداری ، یکدفعه و حین کار ، گزارشگر اعلام می کنه : گل گل گل ...

کار را رها می کنی تا حداقل تصویر آهسته را ببینی اما دریغ از نمایش تصویر آهسته . هر چه به صفحه تلویزیون نگاه می کنی ، خبری از پخش تصویر آهسته نیست . آهی می کشی و بلند میشی که بری دنبال کارت که چند لحظه بعد ، پسرت یا دخترت یا خانومت میگه : تصویر آهسته داره پخش میشه ... سریع خودتو میرسونی و میبینی که تموم شد .

آدم یک حس خاصی پیدا می کنه !!!


دربی آبی و قرمز همیشه برام قابل توجه بوده و هست ...

2 - فرض کنین که تلویزیون در حال پخش یک سخنرانی پرشور از دهه 60 است . صدا برای شما آشناست . خیلی دوست داری تصویر سخنران را ببینی تا اون حالت نوستالژیک یا اصطلاحا مرور خاطرات گذشته برات زنده بشه . در این جور مواقع هرچی به تلویزیون بیشتر خیره میشی ، فقط و فقط تصویر مستمعین دیده می شده و دریغ از تصویر سخنران ...

بعدشم اون قسمت سخنرانی تموم میشه و هیچ گاه نمی تونی سخنران را که اتفاقا صدای آشنایی داشته ببینی ...

آدم یک حس خاصی پیدا می کنه !!!


سخنرانی های پرشور شهید هاشمی نژاد را ساعت یک بعد از ظهر همیشه از رادیو گوش می کردم

3 - فرض کنین که یک مجری تلویزیون دهه 60 قراره بعد از 30 سال مجددا بیاد توی مثلا فلان شبکه ظاهر بشه . خیلی دوست داری تا اون مجری رو بعد 30 سال ببینیش . ناگهان برق میره . ناگهان تصویر قطع میشه . ناگهان براتون همون لحظه مهمون میاد و کلی برنامه هاتون بهم می ریزه . ناگهان دایی جون که خیلی شبکه خبر دوست داره ، کنترل تلویزیون رو بدست می گیره و فقط می خواد تحلیل خبری ببینه .

چند لحظه بعد که همه دارن تشریف می برن ، دیگه اون بنده خدا هم خداحافظی کرده و تیتراژ برنامه داره بالا می ره ...

آدم یک حس خاصی پیدا می کنه !!!



خانم گیتی خامنه مجری محبوب بچه های دهه 60 بود

4 - یک فیلم کاملا همراه با هیجان قرار توی یکی از شبکه ها پخش بشه و شما به شدت خوابت میاد . فردا هم بازپخش همون فیلم ساعت 4 بعداز ظهر است . خودتو آماده می کنی برای تماشای اون فیلم جذاب و پرهیجان که ناگهان خانومت میگه : من نمیتونم جلسه خانواده برم . کلی نق میزنی و بعد از یک دعوای جانانه !!!! غرولند کنان بلند میشی و از خونه میزنی بیرون .

فردا صبح همه همکاران دارن از اون فیلم حرف میزنن ...

آدم یک حس خاصی پیدا می کنه !!!


کارتون بل و سباستین را بچه های دهه 60 کاملا به یاد دارند .

5 - فرض کنین که یک وبلاگ داشته باشین با کلی کبکبه و دبدبه و مطالب جالب و علمی و ناگهان دخترخانومتون که تازه داره وبلاگ نویسی یاد میگیره ، بزنه و کلا وبلاگو حذف کنه ...

آدم دیگه واقعا یک حس خاصی پیدا می کنه !!!


همیشه ترسم از این بود که بچه ها وبلاگمو حذف کنن و یکبار این اتفاق افتاد و دعوا شد ...

فکر کنم دعوا میشه دیگه ... مگه نه ؟؟؟؟

خوش صدا باش تا کامروا شوی …

گوش اگر گوش من و ناله اگر …

محرم از راه رسید و چند نکته باز هم در خاطر طنین انداز می شود :

۱ – رسانه ملی به هنگام پخش سخنرانی علما از ثانیه های معکوس استفاده می کند که به نظر می رسد نوعی دهن کجی به « سخنرانی » باشد .

۲ – پخش مداحی ها با ثانیه های معکوس همراه نیست و نشان از این دارد که مداحی بر سخنرانی مقدم است .

۳ – متاسفانه هیات های عزاداری بیشتر « مداح محورند » تا « سخنران محور » .

۴ – جایگاه محتوی در برخی از هیآت و تکایا و جلسات به شدت تنزل نموده و وقت اکثر مستمعین به استماع صدای گرم مداحان می گذرد .

۵ – هر چند شب های پائیز و زمستان تاب و تحمل برگزاری مراسم های مختلف را حتی تا پاسی از شب دارند ولی مسئولین هیات ها کمتر به موضوعی همچون نماز صبح توجه می کنند .

۶ – همسایه های هیات ها و مساجد و تکایا بارها از صدای بلندگوها به شکوه آمده اند و ظاهرا گوش کسی هم بدهکار نیست . البته بیان فتاوی مراجع هم چندان مقبول مسئولین هیات ها قرار نمی گیرد .

۷ – در اکثر شهرها ، روستاها و امکنه ای که به نوعی هیاتی شکل گرفته است ، نوعی از مدیریت خانوادگی و موروثی در آن به چشم می خورد . ظاهرا امام حسین (ع) به نفع عده ای مصادر شده است و تا قیام قیامت قصد واگذاری آن را ندارند .

۸ – نهادهای قانونی که مسئولیت اعزام مبلغ را بر عهده دارند بایستی کم کم آماده باشند تا معاونتی تحت عنوان « اعزام مداح » را ایجاد نمایند . چنانچه این معاونت شکل نگیرد ، به زودی شاهد منبری شدن برخی از مداحان محترم نیز خواهیم بود .

۹ – حضور دسته های عزاداری ، سینه زنی ، زنجیرزنی و مواردی شبیه آن باعث تعظیم شعائر الهی و نمونه ای از وحدت و همدلی و همچنین عشق به امام حسین (ع) است که کسی را یارای انکار آن نیست ولیکن اقدام های فرهنگی در جهت مدیریت هرچه بهتر آن هم مد نظر می باشد .

۱۰ – متاسفانه مشاهده می شود که چاپ و نصب بنر های مختلف که به تمثال مبارک سخنرانان و مداحان منقش می گردد ، هزینه های هیات های عزاداری را به نحوی بالا می برد و از طرف دیگر سایر هیات هایی که تمکن مالی ندارند را یا تحت الشعاع قرار می دهد و یا آنها را وادار به برخی از تصمیمات مشابه می سازد که لازم است یادآوری شود .

۱۱- یادواره شهدای عزیز که نام و یادشان هیچ گاه نباید از ذهن و خاطر فرزندان این مرز و بوم بیرون رود ، اقدامی پسندیده است که جای سپاس و تقدیر دارد .

تا یادم نرفته به این نکته از بیانات شیوای استاد قرائتی اشاره می کنم و التماس دعا :

ایشان می فرمایند : رئیس یکی از هیئت های عزاداری پیش من آمد و گفت: برای امسال واعظی خوش صدا می خواهیم. گفتم: سواد چه؟ گفتند: سواد مهم نیست؛ چون ما می خواهیم مجلس شلوغ بشود و کاری به سواد نداریم، ما حساب کرده ایم اگر آبگوشت بدهیم، ۲۰۰ نفر می آیند و با برنج ۴۰۰ نفر؛ اما اگر یک آقای خوش صدا بیاید، ۷۰۰ نفر جمع می شوند !

خدا کند که ما این گونه نباشیم !!!!!!!!!!!!